Thursday, May 28, 2015


آدینه 8 خرداد 
بنزین را "افراطیها" گران کردند
منصور امان
دولت "تدبیر و اُمید" در یک عملیات شبانه و شبیخون آسا، بدون اعلام قبلی، بنزین سهمیه ای را قطع و بهای آن را 30 درصد افزایش داد. گرانی مزبور فقط شامل خودروهای شخصی نمی شود، بلکه وسایل حمل و نقل عُمومی را نیز در برمی گیرد. این اقدام ضربه دیگری به چینی ترک خورده معاش میلیونها تن است که به گونه مُستقیم یا غیرمُستقیم آماج گرانی دولت ساخته قرار می گیرند.

همچون دیگر تهاجُمات به سُفره و جیب مردُم، این بار نیز حُکومت خیز خود برای افزودن بر هزینه زندگی جامعه را با مانورهای عوامفریبانه و دُروغگویی بی پرده، پوشش داد. پایوران دولتی در هر فُرصتی افزایش بهای فراورده های نفتی تا پایان سال 94 را رد کرده و در خیمه شب بازی با مجلس، اقدام در این جهت را به یکدیگر تعارُف می زدند.

دراماتیک ترین بخش این سناریو با بازی آقای نوبخت، سُخنگوی دولت، روی صحنه رفت که در آن وی پس از گرفتن ژست مُخالفت با افزایش بهای بنزین و گازوییل، شکلک دلسوزی درآورد و نالید: "بیش از این نمی توان به مردُم فشار آورد."

اکنون وی و رووسایش با یک فشار 30 درصدی بر جامعه نازل شده اند، در حالی که از تورم 15 درصدی دم می زنند و با این دستاویز، مانع افزایش دستمزد کارگران و کارمندان بیشتر از 17 و 14 درصد شده اند.

در همین حال رسانه های رسمی و وابستگان حُکومت تلاش می کنند با ناچیز نشان دادن مبلغ یارانه حذف شده، پیامدهای این اقدام را محدود به دارندگان خودروهای شخصی جلوه دهند. اگرچه برای بخش زیادی از اینان که با درآمد زیر مُتوسط گذران می کنند، هر بار تازه ای بر هزینه زندگی، آنها را یک گام فقر نزدیک تر می کند، با این حال گرانی بنزین و گازوییل وسیع ترین بخشهای جامعه، مُستقل از آنکه دارای خودرو شخصی هستند یا نیستند را در بر می گیرد.

فوری ترین اثر را می توان در بخش حمل و نقل عمومی شاهد بود. در حالی که دولت، تاکسیها و اتوبوسها شهری و بین شهری را نیز مشمول قطع سهمیه بنزین و گازوییل با نرخ رسمی ساخته، افزایش بهای این خدمات که میلیونها نفر - به ویژه در شهرهای بُزُرگ کشور – از آن استفاده می کنند، فقط مساله ای مربوط به زمان است.

از سوی دیگر، با افزایش بهای گازوییل و در نتیجه آن گران شدن هزینه حمل و نقل کالا و مواد اولیه، قیمت کالاهای گوناگون به گونه زنجیره ای افزایش خواهد یافت. این تغییر به ویژه در بخش کالاهای اساسی و نیازمندیهای روزانه مردُم، لمس پذیر خواهد بود.

دولت برآمده از مُناسبات استبدادی حاکم - خواه سیاه، خواه بنفش - از آنجا که خود را به عُنوان نهادی عُمومی به حساب نمی آورد، از این رو تصمیم گیریهای کلان خویش را نیز که به طور بی واسطه بر زندگی و معیشت جامعه تاثیر می گذارد، از فراز سر آن، بدون مُشارکت و حتی بدون احساس نیاز به اطلاع رسانی، عملی می سازد.

دُزدانه بودن اقدام دولت آقای روحانی، جهتگیری ضد مردُمی آن را نیز فاش می سازد. "دولت اعتدال" قادر به توجیه سرشکن افراطی هزینه های ماجراجویی، فساد و ناکاردانی "نظام" به زیان مردُم نیست.

Tuesday, May 26, 2015


چهارشنبه 6 خرداد 
ظریف، خامنه ای را رُسوا کرد
منصور امان
وزیر خارجه جمهوری اسلامی با افشای فراهم آوردن امکان بازجویی بازرسان آژانس از عوامل پروژه هسته ای در دولت آقای احمدی نژاد، گُماشته ولی فقیه بر منصب ریاست جمهوری، رهبر "نظام" را در موقعیت دُشواری قرار داده است.

خبرگُزاری دولت (ایرنا)، روز یکشنبه 3 خُرداد سُخنان آقای مُحمد جواد ظریف را مُنتشر کرد که در آن فاش می ساخت: "در دولت قبل اجازه مُصاحبه با دانشمندان هسته ای صادر و مُصاحبه هایی هم با دانشمندان هسته ای کشورمان توسُط ماموران آژانس انجام شد."

آقای ظریف این گُفته ها را یک روز پس از احضار به مجلس مُلاها و درگیری لفظی شدید با اعضای باند ولی فقیه ابراز می داشت.

تنها سه روز پیش از این، رهبر جمهوری اسلامی در یک مرکز سپاه پاسداران و در جمع سرکردگان آن، با یک ژست تبلیغاتی تاکید کرده بود: "من اجازه نمی دهم از دانشمندان هسته ای و فرزندان عزیز ملت بازجویی کنند."

او به این ترتیب، در نقش بالاترین مقام جمهوری اسلامی، سیاست رسمی آن را اعلام می کرد و از مُخاطبانش می خواست که خود را با آن تنظیم کنند، حال آنکه آقای ظریف فاش ساخته که وی در جریان عمل عکس این سیاست را پیش برده است.

آقای ظریف آشکار کرده که برای مرزبندی و خط قرمزهای آقای خامنه ای اعتبار زیادی نباید قایل شد و این بیش از همه برای لایه میانی و بدنه سرخورده "نظام" که "آقا" سُخنانش را برای مصرف آنها ایراد کرد، ناراحت کننده است.

آنها می دانند که بدون موافقت و اجازه "رهبر"، هیچ خشتی در پروژه هسته ای جا به جا نمی شود و طفلی که آقای ظریف در دامن "دولت قبل" نهاده، در حقیقت نوزاد "مقام مُعظم" است.

آقای علی خامنه ای دوگانگی و ریاکاری را به عُنوان مکانیزم حفاظت از خود در برابر زیردستان، رقیبان و سر آخر جامعه به کار می گیرد. این تاکتیک - تا آنجا که به "خودی" ها برمی گردد – تا زمانی می تواند به کار گرفته شود و موثر افتد که آنها نیز همبازی شوند و حاضر باشند وی از کیسه آنها خرج کند.

جناح میانه حُکومت که زیر فشار شدید وابستگان آقای خامنه ای قرار دارد، از زبان آقای ظریف سُست شدن این توافُق مصلحتی را هُشدار داده است.

سه شنبه 5 خرداد 
سوخت رسانی به حکومت با گران کردن بنرین
زینت میرهاشمی
بر اساس گزارشهای درج شده در رسانه های حکومتی، قیمتهای جدید بنزین و گاز در جلسه یکشنبه سوم خرداد هیات وزیران تعیین شده و قرار است امروز سه شنبه 5 خرداد اعلام شود. بهای جدید بنزین و گازوئیل در حالی قرار است اعلام شود که بدون اطلاع قبلی سهمیه چند ده لیتر با نرخ پایین تر قطع می شود.
از روز سه شنبه 5 خرداد، همزمان با تک نرخی شدن قیمت بنزین، بهای گازوئیل هم افزایش پیدا خواهد کرد. پایوران رژیم از ترس شورش مردمی و با داشتن تجریه قبلی به دروغ اعلام می کنند که افزایش قیمت گازوئیل و تک نرخی شدن بنزین در قیمتهای سایر کالاها هیچگونه تاثیری نخواهد داشت. پوچی این ادعا برای مردم روشن است. به ویژه این که وسایل حمل و نقل عمومی هم شامل تک نرخی شدن شده است.
دولت کلید دار عاجز از قانونمند کردن پرداخت یارانه و حذف یارانه قشر کوچک مرفه، به ناچار برای جبران کسری بودجه به حذف یارانه بنزین پناه برد. مابه التفاوت بنزین 700 تومانی با 1000 تومانی بر اساس گزارش خبرگزاری فارس مبلغ 4 هزار میلیارد تومان به درآمد دولت اضافه خواهد کرد. ناتوانی در پرداخت یارانه و کسری بودجه دولت حرفهایی است که مرتب از کارگزاران دولت حسن روحانی شنیده می شود.
هنگامی که سوبسیدها از کالاهای اساسی و اولیه مردم حذف شد و احمدی نژاد برای جلوگیری از شورش گرسنگان اقدام به پرداخت یارانه کرد، بهای کالاها آنقدر بالا رفت که مقدار ناچیز پرداخت یارانه شکاف تفاوت دو قیمت را نتوانست جبران کند و هنوز اثرات زیانبار جراحی اقتصادی احمدی نژاد بر وضعیت معاشی مردم کهنه نشده است.

طبیعی است که تک نرخی کردن بنزین نه مشکل کسری بودجه را جبران خواهد کرد و نه جیب گشاد حکومت فاسد را پر نخواهد کرد. این اقدام به قشرهای کم درآمد جامعه و به وِیژه به نیروهای کار آسیب خواهد رساند و استفاده از ماشین سواری را هر چه لوکس تر خواهد کرد.
در رویدادی دیگر، روزنامه دنیای اقتصاد گزارشی مبنی بر چپاول میلیونها دلار توسط دلالان وابسته به شرکتهای تابع شرکت ملی نفت منتشر کرده است. بر اساس خبر این روزنامه ، شرکت نیکو وابسته به شرکت نفت ملی، از طریق یکی از دلالان «میلیونها دلار را به اشتباه در اختیار واسطه ای در خارج از کشور قرار داده که اساسا هیچ ربطی به موضوع خرید نداشته است». (دنیای اقتصاد 4 خرداد 94) بر اساس این گزارش تا این تاریخ «دریافت کننده وجه، حاضر به بازگرداندن این مبلغ نشده است.»
به کار بردن کلمه «اشتباه» با توجه به نقش بابک زنجانیها و وابستگان حکومتی، ماله کشی بر فساد حکومتی است. در نظام قضایی رژیم دستهای انسانها به خاطر دزدیها کوچک قطع می شود و دزدیهای کلان لاپوشانی می شود.

Saturday, May 23, 2015


یکشنبه 3 خرداد 
نسخه خامنه ای برای بحران لاعلاج
زینت میرهاشمی
در حالی که طرح بازبینی توافق هسته ای مصوب مجالس سنا و نمایندگان آمریکا با امضای بارک اوباما تبدیل به قانونی برای اجرا شد، خامنه ای و کارگردانان مذاکرات هسته ای همچنان توافقهای تا کنونی را آن طور که دوست دارند تفسیر و تحلیل می کنند. بر اساس قانونی شدن طرح کنگره آمریکا، اجرایی شدن توافق و برداشتن تحریمها تنها در اختیار ریاست جمهور آمریکا نخواهد بود و نیاز به بازبینی کنگره دارد.
مساله بازدید آژانس ار مراکز هسته ای بدون اطلاع قبلی (پروتکل الحاقی) که از موارد پایه ای توافق لوزان است، همچنان به موضوع مشاجره باندهای حکومتی تبدیل شده است.
برخی از باندها بازرسیهای سر زده را امری ناموسی و خط قرمز قلمداد کرده و طرف مقابل را متهم به سازش می کنند.
روز شنبه 2 خرداد، سرکرده هوافضای سپاه پاسداران در مورد بازرسیهای سر زده گفت؛ «بازرسی تحت هر عنوانی در حکم جاسوسی است و پاسخ آن سرب داغ است.» 
نسخه خامنه ای برای علاج بحران نشان دهنده شکاف کنونی و ناتوانی وی در مدیریت شرایط بعد از جام زهر است.
خامنه ای که این روزها به طور مرتب از کلمات «بصیرت» و «عزم» استفاده می کند، روز شنبه 2 خرداد اعلام کرد که: «هر حنجره ای که در جهت اختلاف افکنی کار کند، بلند گوی دشمن است.» وی برای بحران لاعلاج نسخه پیچی می کند و می گوید: «مبادا فریاد اختلاف سر دهند و بلندگوی دشمنان اسلام و قران شوند.» حرفهای خامنه ای جهت مهار جدالهای حکومتی، فقط حنجره های باندهای درونی قدرت را پنهان می کند تا در لحظه مناسب به کار گرفته شود.

Friday, May 22, 2015


شنبه 2 خرداد 
رییس مجلس خبرگان آمر اسیدپاشی را لو داد
لیلا جدیدی
آیت الله یزدی که خامنه ای انتخاب او بر منصب ریاست مجلس خبرگان را "بجا و مناسب" خوانده بود، سرنخ کلاف نه چندان پیچیده تهاجمات غیر انسانی اراذل و اوباش علیه زنان را نشان داد.

این آخوند که پیشتر به مدت 10 سال رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی بوده، در جلسه ای که زیر نام "عفاف، عزت عشق" در قم برگزار شد، نخست تاکید کرد که همایش و اجلاسیه ها هیچ دردی از جامعه دوا نمی کند. سپس وقیحانه اراذل و اوباش را دعوت کرد که بیشتر به جان زنان ایرانی افتاده و به آزار و تنبیه آنان به دلیل "بدحجابی و مسایل دیگر" بپردازند.

وی خط و نشان کشید: "مردم می ‎توانند با بدحجابی و مسایل دیگر در جامعه برخورد کنند، ولی چون تابع دستورات رهبری هستند، می ‎خواهند این موضوع از سوی دولت پیگیری شود."

منظور او از "مردم" همان اراذل و اوباشی است که از امثال او برای آزار زنان چراغ سبز می گیرند و گرنه اگر مردم "بدحجابی" را نمی خواستند، دیگر ایشان و کل نظام چنین نگرانی نمی داشت. او آشکارا با مهره این مزدوران بازی می کند و ضمن علم کردن آنها به عنوان چماق تهدید، لو می دهد که اراذل اسید پاش و چاقوکش "تابع دستورات رهبری هستند".

یزدی، دولت را به دلیل عدم جدیت سرزنش می کند. به گفته او دولت مدعی است "حوزه ها باید کار فرهنگی انجام دهد". این روشن می کند که دولت نیز برای عوامفریبی و قرار نگرفتن در کنار یزدی و امثال او، خود را کنار کشیده و اختیار تاخت و تاز اوباش را به آنها واگذار کرده است.

اراجیف رییس مجلس خبرگان، پرونده اسید پاشی به زنان در اصفهان را دوباره ورق می زند و سرنخ آمران این دست جنایتها را نشان می دهد. این سخنان معلوم می کند که چرا رژیم برای پرده پوشی این تبهکاری و به دست فراموشی سپرده شدن آن خود را به آب و آتش می زند.

جامعه ایران بارها و بارها حتی در جو سرکوب و اختناق، در روابط و زندگی روزمره خود نشان داده که از هر گونه حکومت مذهبی، تفتیش عقاید، دخالت در امور شخصی زندگی خود و اجبار به حساب پس دادن به خاطر علایق و باورها و پوشش خود انزجار داشته و گریزان است. اینها خواسته هایی هستند که خواب خوش را از استبداد مذهبی ولایت فقیه سلب کرده و برای سرکوب آن از هر گونه روش و یا هزینه ای کوتاهی نکرده است.

Thursday, May 21, 2015


آدینه اول خرداد 
صدایی که از آژیر قرمز خامنه ای شنیده می شود
منصور امان
اگر فرض گرفته شود که در اعلام خطر آقای علی خامنه ای مبنی بر "تصمیم دُشمنان برای کشاندن جنگهای نیابتی به مرزهای ایران" حقیقتی وجود دارد، بنابراین او با این هُشدار در واقع به زانوی خود شلیک کرده و پیامدهای خطرناک سیاست مُداخله گری خارجی و ایجاد "عقبه استراتژیک" که او و همدستانش پی گرفته اند را به مردُم ایران یادآور شده است.

رژیم تحت فرمان او بازیگر فعال در کثیف ترین جنگهای نیابتی مذهبی و فرقه ای در خاورمیانه است و سالانه میلیاردها دُلار صرف در گردش ماندن چرخه جنگ، نفرت، ویرانی و توحُش می کند.

دُرُشت ترین خُطوط در کارنامه سیاست خارجی "نظام" را مُداخله و حُضور نکبت بار در سوریه، عراق، لُبنان و تغذیه سراسری اوباش جنگ سالار تشکیل می دهد و همزمان آقای خامنه ای و چکمه پوشان در رُکاب او، عملکرد و آثار این سیاست مُخرب را چونان نشانهای افتخار به گونه تحریک کننده ای در صحنه بین المللی به تماشا گذاشته و به رُخ می کشند.

فقط یک کوته بین زبان دراز از نوع ولی فقیه جمهوری اسلامی می تواند دامنه و پیامدهای آتش کُنترُل نشده ای که اینگونه زیر عبا و قبای خود برمی افروزد را دستکم بگیرد و از سرایت آن به نُقاط دیگر شگفت زده شود.

هُشدار روز دوشنبه آقای خامنه ای اعتراف به این واقعیت است که رژیم ولایت فقیه، کشور و مردُمان آن را به خط اول جنگهای ارتجاعی و بُحرانهای خونین رانده است و اگر دست آن از زندگی و سرنوشت مردُم ایران کوتاه نشود، دیر یا زود سوریه و عراق را به پُشت درب خانه مردُم خواهد کشاند.

حاکمان ایران از آنجا که مسوولیت عملی یا اخلاقی در برابر امنیت، رفاه و سلامت جامعه برای خود قایل نیستند، از این رو مانعی نیز برای به گرو گرفتن یا بازیچه قرار دادن آن نمی بینند. حتی در آژیر خطر آقای خامنه ای هم رگه ای از احساس مسوولیت نسبت به مُقدرات جامعه و شهروندان دیده نمی شود. او فقط قصد دارد با داغ تر کردن تبلیغاتی بُحران منطقه، از طرفهای خارجی اش امتیاز بیشتری در جریان عقب نشینی هسته ای بگیرد.

Wednesday, May 20, 2015


چهارشنبه 30 اردیبهشت 
ورق برگشت، "پول امام زمان" مُقصر بیکاری شد
منصور امان
با همان ترفندهای شیادانه ای که دولت آقای احمدی نژاد، گُماشته ولی فقیه بر منصب ریاست جمهوری، حذف یارانه ها و خدمات همگانی دولتی را به جلو برد، اکنون جانشین او در حال حذف غرامت ناچیزی است که حُکومت برای خاموش نگه داشتن جامعه در برابر کوتاه کردن دست آن از خزانه عُمومی پرداخت می کند.

پس از یک دوره مانورهای عوامفریبانه با هدف مشروعیت سازی برای حذف یارانه نقدی که از "کسری بودجه" آغاز و با "حذف یارانه ثروتمندان" و "ایرانیان خارج کشور" ادامه یافت، اکنون با فرا رسیدن دُوُمین ماه از سال جدید و هنگام پرداخت یارانه نقدی اُردیبهشت، به تدریج دامنه واقعی این پروژه در حال آشکار شدن است.

در این رابطه، رسانه های باند رقیب دولت از حذف "برخی از یارانه بگیرهای نیازمند" خبر می دهند و همزمان یک نماینده مجلس مُلاها نیز به انتقاد از "اقدام نسنجیده دولت در حذف برخی از اقشار ضعیف جامعه" پرداخته است. آقای سعید زمانیان دهکُردی با اشاره به "حذف دهکهای پایین جامعه از دریافت یارانه نقدی"، این اقدام را "توجیه ناپذیر" خواند.

گام دولت حُجت الاسلام روحانی بر گلوی جامعه در حالی رسانه ای می شود که یک کارزار تبلیغاتی و جنگ روانی تمام عیار برای پوشانده نگه داشتن اقدامات در این زمینه و کاهش آثار آن در جریان است. انتشار اخبار گُمراه کننده از سوی رسانه های رسمی و ارایه اطلاعات مُتناقض از طرف وزیران و مُدیران ارشد دولتی، بخش علنی جنگ پنهانی است که حُکومت علیه وسیع ترین بخشهای جامعه به راه انداخته است.

در همین راستا، آقای روحانی که وعده "تحول صد روزه اقتصاد" را داده بود، وزیر کار خود را به جلو فرستاده تا از زبان او اعلام کند که علت بیکاری، "پرداخت یارانه" است. او به گونه بیهوده ای روی ضعیف شدن حافظه جامعه شرط بسته که هنوز از یاد نبرده چگونه سلف وی بنا به مصرف و نیاز روز "نظام" همین "عامل بیکاری" را "پول امام زمان" و "با برکت" مُعرفی می کرد. حُجت الاسلام روحانی کُلاه گُشاد آقای احمدی نژاد را با پشم تازه بر سر دست گرفته و ملت را دعوت به سر خم کردن می کند.

نمی توان مُنکر شد که کفگیر اقتصاد نظام به ته دیگ خورده و آنچنان که رییس دولت آن می گوید "خزانه خالی است". با این حال، معلوم نیست چرا ضعیف ترین طبقات و اقشار جامعه باید هزینه نابخردیهای سیاسی، فساد حکومتی و بی لیاقتی اقتصادی حاکمان کشور را بپردازند. حُکومت بیکار شدن نیم میلیون نفر به دلیل پرداخت یارانه از منابع عُمرانی را به مردُم گوشزد می کند، بدون آنکه توضیح دهد چرا منابع هنگُفت دیگری که در اختیار دارد را به این امر اختصاص نمی دهد.

برای مثال، هزینه های سرسام آور پروژه هسته ای، بودجه کلان سپاه پاسداران و بسیج، تقسیم میلیاردی پول بین سهامداران "نظام" زیر عنوان "بودجه فرهنگی"، "بُنیادها" و جُز آن، هزینه جنگ داخلی در سوریه، مخارج پروار سازی انصار الله یمن، حزب الله لُبنان و بدر عراق را می توان به آقای روحانی و وزیر مربوطه اش پیشنهاد کرد.

از این هم ساده تر، رجوع به منابعی است که از غارت و چپاول اموال و دارییهای همگانی روی هم انباشته گردیده و صورت حسابهای میلیاردی آقایان مُحمد رضا رحیمی و بابک زنجانی فقط نوک کوه آن به حساب می آید.

بازیهای اطلاعاتی و تلاشهای پیچیده آقای روحانی و همکارانش در برابر واقعیت ساده ی جیب و سُفره خالی مردُم همچون باروی کاغذی در هم فرو می ریزد و آنها که برای فرار از خشم جامعه در پس آن پناه گرفته بودند را هر روز و در هر گوشه زندگی روزمره با "دُشمنان" چشم در چشم می سازد.